سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.



نوشته های یه تکنسین اورژانس...


درباره نویسنده
نوشته های یه تکنسین اورژانس...
سید مهدی
یه عاشق یه منتظر....
آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
امام زمان(عج)
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
آقام اباالفضل (ع)
عشق
نوشته های برگزیده
مطالب جالب


لینکهای روزانه
پخش زنده حرم اهل بیت(ع) [9]
پخش مستقیم حرم امام علی(ع) [6]
پخش مستقیم حرم امام حسین(ع) [16]
پخش مستقیم حرم امام رضا(ع) [250]
پخش مستقیم حرم حضرت اباالفضل(ع) [44]
فوریت های پزشکی مشهد [4]
[آرشیو(6)]


لینک دوستان
اللهم عحل لولیک الفرج
شکوفه نرگس
بازی بزرگان
مذهب عشق
نقطه ای برای فردا
کربلای جبهه ها یادش بخیر... !
کبوتر حرم
امیدزهرا omidezahra
جاء الحق و زهق الباطل
عاشق آسمونی
.: شهر عشق :.
مدرسه ابتدایی پسرانه غیر دولتی امام هادی (ع) سبزوار
من اجل تراب البحرین اصبحناشهداء
آسمان آبی
عکس های عاشقانه
بادله گشت
سلطان آباد قره باغ
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
نوشته های یه تکنسین اورژانس...


لوگوی دوستان











وبلاگ فارسی

آمار بازدید
بازدید کل :99618
بازدید امروز : 2
 RSS 


سلام

این جا مشهد است

به هر طرف که روکنی

عقربه نگاهت،به سمت حرم می چرخد

آن جا بهشت را می نوشی.
...
هر چه شیخ است ،اطراف حرم است:

شیخ طوسی ، شیخ طبرسی ، شیخ بهایی...

در زیرگذر حرم، با اشتباهی کوچک

به جای امام رضا، نواب روبرویت سبز می شود

نواب تورا به میدان عدالت می برد

- همان میدان اعدام سابق-

با معلم پس ازدانش آموز و دانشجو به زندان می رسی

زندان سر میدان تربیت است

فرهنگ نرسیده به تربیت، بن بست می شود

آموزش و پرورش ، در حاشیه فرهنگ است

دانشجو درست روبروی هفت تیر است

هفت تیر سریع به پیروزی میرسد

پس از استقلال ، از آزادی که بگذری

به جمهوری اسلامی می رسی

صدا وسیما، سر جمهوری اسلامی است

در صدا وسیما،به نوفل لوشاتو باز میشود

جمهوری اسلامی را شهید منتظری به بعثت می رساند

مصلی پراست ازعمده فروش ها

کوکاکولا درست وسط کوثراست

باغ ملی روبروی کنسولگری پاکستان است

شرکت نفت روبروی اوقاف وامور خیریه است

پروما درجانباز است ، اما جانبازی آن جا نمی بینی

در فلسطین یک سرزمین ورود ممنوع وجود دارد

به نام باغ بزرگ ملک آباد

دادگستر ی روبروی سازمان تبلیغات است

ارشاد ادامه ی قاضی طباطبایی است

فرمانداری، در مرکز پاسداران است

بیمارستان امدادی را وسط فداییان اسلام ساخته اند

فرودگاه ،درامتداد جمهوری اسلامی است.

بسیج همان برق سابق است که به ضد می خورد

ولایت، به وسط وحدت می خورد

امت از وحدت شروع می شود

و به بعثت ختم می شود

در دانشگاه ابتدا به دکترا می رسی

آخرش به سراب

از دروازه طلایی تا سراب

ده قدم فاصله است

*****

مشهد یک تهران دیگر است

تجریش دارد، زعفرانیه ولویزان دارد

در وکیل آباد بوق قطارها، چرتت را پاره می کند

دانشگاه فردوسی سر میدان آزادی است

اما دری به آن ندارد

از امام علی تا امام حسین وامام هادی

این طرف شهر خبری نیست

در سجاد ، سجاده سخت گیرمی آید

عوضش نسترن هست ، نیلوفر هست

بنفشه و مرجان ولاله هم هستند

- از شمالی تا جنوبی شان-

البته امین و حامد وسینا هم هستند

خیام خیلی چراغ قرمز دارد

به وی‍‍ژه وقتی به سجاد می خورد

سعدی فقط صوتی و تصویری است

پل حافظ چهارراه گاراژدارهاست

در توس کاوه ی آهنگر تا توانسته آهن فروشی زده است

دنبال ایرج میرزا نگرد!

اورا از شهر بیرون کرده اند

میرزاده عشقی را به جهان آرا بخشیده اند

عشقی امیر کبیر را قطع می کند

امیر کبیر بهشتی را

گاز ، شرقی و غربی است

مطهری شرقی وغربی نیست-فقط شمالی وجنوبی ست-

چمران به چهارطبقه می خورد

کوهسنگی از شریعتی شروع میشود

مدتی است علاقمندان سیدی بیشتر شده اند

چون امسال خیلی سبز شده است

در الهیه یک متر زمین ، خدا تومان قیمت دارد

شهرک ناجا پراست از:

نرگس،شکوفه،نسیم،یاس،اختر،سنبل ، بنفشه و...

قاسم آباد خیلی شلوغ است

یک خیابان حسابی آن دکتر حسابی است

شیرپاستوریزه درحجاب است

دکتر حسابی،دکتر شریعتی، دکتر یوسفی و ادیب،

همگی حجاب را قطع می کنند

آخر حجاب ، میثاق است

آخر میثاق هم، نمایشگاه.

امام خمینی به بزرگراه آسیایی می خورد

که تمام شهر را دربرمی گیرد

مردم عبادی را دوست دارند

چون از شهدا شروع میشود و به امام حسین می رسد

در میدان شهدا،جای لاله ها را ساختمانهای شیک می گیرند

- چند سال است شهدا را به کلی نبش کرده اند-

این جا همه پدیده را دوست دارند

چون از همه قشنگ تر و با کلاس تر است

این جا مردم زیاد به ویرانی می روند

به هارونیه و حصار می روند

بند گلستان را ، آنها گلستان کرده اند

خواص بیشتر به چاه خاصه می روند

و سرآسیاب

جوان ترها ، روزها به کارده و جاغرق می روند

شبها به چالیدره!

Mohamad Reza Mnsh

 



نویسنده : سید مهدی » ساعت 11:47 عصر روز دوشنبه 92 اردیبهشت 2


مقاله های بسیار مفید در مورد عشق.برای مطالعه روی لینک های زیر کلیک کنید

حرفهایی که زنان عاشق شنیدنشان هستند

تقسیم بندی انواع عشق

نحوه تداوم بخشیدن به روابط جدی عاشقانه

مغز هم غذامی خواهد هم عشق

ارتقای زندگی یافتن عشقی فرای الفاظ و کلمات

عشق و تسلیم شدن

پری رویاهای صادقه ام

تصویر عشق

عشق حقیقی

سخت ترین دیدار

اینجا یک نفر عاشق است

چرا باید عاشق بشویم

در عمل باید عشق ورزیدن

اگر کسی به تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خود جست وجو کن

هنر دوست داشتن

عشق و ازدواج

سلام

تعبیر غلط از عشق

روز قلب های خاموش

قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که عاشق شوی

من عاشق عاشق شدنم

عشق به زندگی عشق به خود

تقسیم بندی انواع عشق

عشق به زندگی عشق به خود

سخن عشق

رمانتیک باشیم

من یک عاشقم

برونگرایی و درون گرایی

رازی که تمام کودکان در مورد عشق می دانند

پرواز به دنیای عشق

درس عشق ورزی

بهانه عشق

5 روش عاشق کردن دیگران

هزینه عشق واقعی

عشق را قربانی سراب مکن

عاشقانه زیستن

قدرت سازگاری در عشق

مسؤولیت دوست داشتن

وقتی کسی رو دوست داری

برای آن ها که عشق می وزند زمان را آغاز و پایانی نیست

آیا عشق ورزیدن هنر است

چرا عاشق می شویم چرا متنفر

عشق آتشین فقط یکسال

چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد

تعهد عشق را به ارمغان می آورد

اگر عـاشـق بـاشـی بخشنده می شوی

رد پای عشق در زندگی کار و کیفیت

عشق یعنی

عشق شمشیری دو لبه

دو خط از عشق

عشق محصول احترام است

زندگی کردن

قدرت برتری که حقیقتا به شما عشق می ورزد

عشق و کمی نمک

به امید آنروز که

رهائی

عشق گاه به لطافت باران است و نگاه گنجشک باران خورده

می دانید مولکول عشق چیست

گوش بسپار به نغمه دل انگیز شکوفایی یک عشق

عشق الهی

سرود عشق

از هر که پرسیدم گفت فراموشش کن

او را از من نگیر

چطور شد که عاشق زندگی شدم

من تو شوق رسیدن

عشق به ما جسارت می دهد

عشق چیست

از دل دادگی تا دل زدگی



نویسنده : سید مهدی » ساعت 10:59 عصر روز یکشنبه 90 مرداد 9


روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم." سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است." سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟" مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود." سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟" مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم." سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.


نویسنده : سید مهدی » ساعت 10:51 عصر روز یکشنبه 90 مرداد 9


گفتم: خدایا از همه دلگیرم، گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند، گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری، گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنهاترینم، گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم، گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم، گفت: بیش از من؟
کوله‌بارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بی‌همراه،
گم شدن تا ته تنهایی محض،
یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی،
تو بگو، از ته دل، من خدا را دارم ...
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم!



نویسنده : سید مهدی » ساعت 10:15 عصر روز یکشنبه 90 مرداد 9


به گزارش سلامت نیوز با اجرای روش ه ای زیر میتوانید همسر خود را شاد کنید
1 ) زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.
2 ) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

3 ) وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!
4 ) وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.
5 ) از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.
6 ) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.
7 ) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه ی خوبی ندهد.
8 ) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.
9 ) به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.
10 ) بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.
11 ) هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید

منبع: سایت پزشکی شفا


نویسنده : سید مهدی » ساعت 12:12 صبح روز دوشنبه 90 خرداد 9


طب سنتی ایرانی، طبی دیرینه و ریشه دار است. از گذشته های دور تا به امروز که ایرانیان به علوم جدیدی در پزشکی دست یافته اند، بیماری یکی از محوری ترین دغدغه های آن ها بوده است. ایرانیان قدیم نه فقط در معماری، هنر و ادبیات سرآمد عصر خود بوده اند بلکه در علوم طبیعی نیز دستاوردهای چشمگیری داشته اند. آن چه بسیاری از ما امروزه از زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها درباره تغذیه، درمان دل درد، قولنج کودکان و... می شنویم، در واقع حاصل علم آموزی اجدادمان است. چند سالی است که توجه به طب سنتی و دستاوردهای بی بدیل آن در سلامت جسمانی و روانی بیشتر شده است و اهمیت آن روز به روز آشکارتر می شود. صفحه خانواده و سلامت براساس رسالت همیشگی خود که اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در زمینه سلامت و مباحث مربوط به آن است، این بار هم با یکی از محققان و پژوهشگران طب سنتی گفت وگو کرده است که در پی می آید.


طب سنتی و طب اسلامی
طب سنتی یکی از بزرگ ترین دستاوردهای ایرانیان است که دانستن اصول آن در حفظ سلامت و پیشگیری از بیماری ها نقش اساسی ایفا می کند.دکتر رضا منتظر محقق و پژوهشگر طب سنتی در گفت وگو با خراسان ضمن تبیین تفاوت های طب سنتی و اسلامی چنین می گوید: از نظر تاریخی طب سنتی در ابتدا از ایران شروع شد و در گذر زمان به یونان رسید و با تلاش بقراط و جالینوس به بالندگی رسید و سپس به ایران بازگردانده شد. حکمایی مثل بوعلی سینا، زکریای رازی و سیداسماعیل جرجانی طب سنتی را که از یونان به دست آن ها رسیده بود بار دیگر پرورش دادند و به بالندگی رساندند، در طب سنتی ایران، مزاج شناسی جایگاه بسیار ویژه ای دارد و تا مزاج بیمار مشخص نشود، بیماری او قابل درمان نخواهد بود. در این طب و طب اسلامی که تفاوت ها و شباهت هایی به هم دارند، مزاج شناسی جایگاه ویژه ای دارد. طب اسلامی را طبی تعریف کرده اند که در تشخیص و درمان از وحی الهام گرفته و از آن چه در آیات قرآن کریم و روایات معتبر و رساله ذهبیه آمده است، استفاده می شود.


ضرورت مزاج شناسی
دکتر منتظر با اشاره به آیه «ولا رطب و لا یابس الافی کتاب مبین» درباره مفهوم خشک (یابس) و رطب (مرطوب) در این آیه توضیح می دهد: خداوند متعال کل عالم هستی را به ? شق بزرگ خشک و تر تقسیم و علم تمام عالم را در کتاب مبین محفوظ کرده است. در نهج البلاغه نیز حضرت علی(ع) در خطبه اول وجود انسان را ترکیبی از ? خلط شامل گرمی، سردی، تر و خشک می داند. بنابراین مزاج اساس خلقت است و نمی توان در حفظ سلامت و در حوزه درمان از آن غافل بود. در حالی که در پزشکی امروز متاسفانه این اصل به کلی فراموش شده است و به عنوان مثال برای درمان دیابت به فردی که طبیعت گرم یا سرد دارد یک مدل دارو داده می شود. در حالی که در پزشکی سنتی، تشخیص مزاج در ابتدای کار انجام و سپس به حوزه درمان پرداخته می شود.


انواع مزاج ها
استاد دانشگاه علوم اسلامی رضوی درباره انواع مزاج ها می گوید: ? نوع مزاج کلی وجود دارد. ? مزاج گرم و ? مزاج سرد و ? مزاج خشک و ? مزاج تر است، ترکیب آن ها مزاج گرم و مرطوب، گرم و خشک و سرد و مرطوب و سرد و خشک را تشکیل می دهد. ممکن است فردی از نظر گرمی و سردی معتدل باشد اما از نظر خشکی و تری زیاد باشد. در این جا می گوییم که مزاج فرد تر است. در واقع مزاجی که بر دیگر مزاج ها غلبه دارد، تعیین کننده مزاج فرد است.
بنابراین ? مزاج مفرد هم داریم که عبارت است از سرد، گرم، خشک و تر. فردی که مزاجش گرم و خشک است، صفراوی مزاج است. بدن این دسته افراد حرارت زیادی دارد، پوستشان اغلب خشک است، اغلب لاغر هستند، عطش زیادی دارند، اگر فردی بداند مزاجش گرم و خشک است می تواند در رژیم غذایی خود نکاتی را لحاظ کند؛ به عنوان مثال نباید از ادویه زیاد استفاده کند. زیرا ادویه حرارت بدن را بالا می برد و در مقابل باید از مواد غذایی سرد و مرطوب استفاده کند مثل کاهو، خیار، آلو. افرادی که مزاجشان سرد و مرطوب است، بلغمی مزاج هستند. بیشتر آن ها بدنشان سرد است و رطوبت زیادی دارد. این افراد نباید از ماست یا کاهو زیاد استفاده کنند. در عوض باید ادویه، گردو، دارچین، زنجبیل، خرما، زیتون بیشتر مصرف کنند.
کسانی که طبیعت گرم و مرطوب دارند افراد پرخون هستندو حجم خون در بدنشان بیش از حد معمول است و به همین دلیل به راحتی چهره شان سرخ و برافروخته می شود. زود عصبانی می شوند، گرمایی هستند، عرق زیادی می کنند و حالت برافروختگی، کلافگی و سنگینی روی سینه دارند. در روایات آمده است که پیامبر(ص) فرمود: «حجامت کنید قبل از آن که غلیان خون شما را بکشد» غلیان خون در واقع غلبه دم (خون) است و در اصطلاح به این دسته از افراد دموی مزاج هم می گویند. این دسته از افراد بیشتر در معرض سکته قرار دارند و باید غذاهای سرد و خشک بیشتر بخورند. ترشی، سرکه، آبلیمو، آبغوره، کاهو، عرقی جات خنک، شاه تره و کاسنی برای آن ها مفید است. مصرف گوشت برای دموی مزاج ها مفید نیست زیرا خون بدن آن ها را زیاد می کند.
حجامت برای کم کردن غلظت خون برای این دسته از افراد بسیار مفید است. در مواردی این افراد به خون دماغ دچار می شوند و در این حالت بدن در واقع نسبت به پرخونی واکنش نشان می دهد و خون را دفع می کند.در مزاج سرد و خشک که سودا گفته می شود هم نشانه هایی برای تشخیص وجود دارد بیشتر سودایی مزاج ها لاغر هستند، کف دست و پایشان عرق می کند و به علت مزاج خود از نظر روحی- روانی دچار مشکل می شوند. وسواس و تردید زیادی دارند و ضعف حافظه پیدا می کنند. سودایی مزاج ها نمی توانند به دیگران اعتماد کافی کنند و دایم تغییر عقیده می دهند. نکته این جاست که مصرف بسیاری از فست فودها و غذاهای آماده، سودا را زیاد می کند و شاید یکی از دلایل کم تحملی و پرخاشگری و ناهنجاری های رفتاری در نسل جوان، افزایش سودای ناشی از تغذیه ناسالم امروزی باشد، بهتر است افراد سودایی خاکشیر زیادی مصرف کنند و توت، گوشت گوسفند، ماهی، شربت سکنجبین را در رژیم خود بگنجانند و گوشت گاو و گوساله کمتر مصرف کنند.
گاهی فردی مزاج ترکیبی دارد یعنی پس از بررسی مشخص می شود معده فرد سرد و کبدش گرم است. این فرد اگر سردی بخورد ضعف می کند و اگر گرمی بخورد پوستش ملتهب می شود و پزشک باید مزاج فرد را به طور دقیق مشخص و سپس تلاش کند او را طبق مزاج ترکیبی اش درمان کند. فراموش نکنید که اساس سلامت در طب سنتی برقراری تعادل مزاجی است به نحوی که هیچ مزاجی بر دیگری غلبه نداشته باشد. حتی گفته می شود فلسفه مرگ و پایان عمر در طب سنتی غلبه یکی از این ? طبع بر ? طبع دیگر است.دکتر منتظر با اشاره به افزایش آگاهی مردم و پزشکان از طب سنتی و مزاج شناسی تاکید می کند: هنوز تا شرایط مطلوب و رواج طب سنتی به نحوی که مردم بتوانند کم ضررترین شیوه درمانی را برای امراض خود به کار ببرند، فاصله داریم. البته برای مبارزه با مشکلاتی مانند چاقی یا بیماری های قلبی قبل از اطلاع رسانی درباره طب سنتی باید تلاش کرد تا مردم را نسبت به خطرات مصرف غذاهای آماده و فست فودها آگاه کرد.
مردم باید خطرات ناشی از مصرف مواد افزودنی و غیرمجاز را در مواد غذایی جدی بگیرند زیرا هر بیماری از معده شروع می شود چنان که در طب اسلامی به نقل از پیامبر اکرم(ص) آمده است که معده خانه بیماری ها و پرهیز راس درمان است. در طب اسلامی تلاش می شود اصول تغذیه سالم به بیماران گفته شود که در صورت رعایت این نکات از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری می شود


تعریف انواع مزاج ها در طب سنتی
در طب اسلامی، ایرانی برای درمان بیماری و پیش گیری از آن باید ابتدا انواع مزاج ها را شناخت و براساس این شناخت به درمان بیماری پرداخت. متخصصان این رشته ? نوع مزاج گرم و خشک، گرم و تر، سرد و خشک، و سرد و تر را بیان می کنند و براساس این به بیمار دارو و رژیم غذایی مناسب را تجویز می کنند.متخصصان طب سنتی بر این باورند که رژیم غذایی شامل فست فودها و غذای آماده باعث افزایش سودا می شود و شاید یکی از دلایل کم تحملی و پرخاشگری و ناهنجاری های رفتاری به دلیل افزایش سودای ناشی از تغذیه ناسالم امروزی باشد.



نویسنده : سید مهدی » ساعت 12:56 عصر روز یکشنبه 90 خرداد 1


 

خدایا 10-10 فرموده هـــــاتم          99 ترین بنده هاتـــــــــــــــــــم 

دلم 65-10 است و بریـــــــده          ز 74-10 هـا شنیـــــــــــــــــده

شدم چون آمبــولانس 31-10          کـد 7-10 حیـــــــــــــــن 41-10

خــدایا 42-10 شد روانــــــــم          کنــم 57-10 گر تــــــــــــــــوانم

کنون، وضعیتم 71-10 نیسـت          دلیـل 95-10 من چیــــــــست؟

خدایا 22-10 کن هرچه گفتم           که 8-10 هستم و راه تـو رفتم

اگرچه ظاهرا 4-10 گفتــــــی           ولـی پیغام من 9-10 شنفـــتی


پی نوشت:این کدها مربوط به سیستم اورژانس است و فقط بچه های فوریت میتونند این شعرو درک کنند!!



نویسنده : سید مهدی » ساعت 1:1 عصر روز شنبه 90 اردیبهشت 17


مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود مرد سالخورده ای از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حال پریشانش شدو کنارش نشست مرد جوان بی اختیار گفت: عجیب آشفته ام و همه چیز در زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟
مرد سالخورده برگی از درختی کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت:به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آب می سپارد وبا آن می رود سپس سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت . سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آب کنار بقیه ی سنگ ها قرار گرفت مرد سالخورده گفت: این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و درعمق نهر قرار گیرد اما امواجی را روی آب ایجاد کرد و بر جریان آب تاثیر گذاشت حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را مرد جوان مات و متحیر به او نگاه کرد و گفت: اما برگ که آرام نیست او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست!؟ لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم مرد سالخورده لبخندی زد و گفت: پس حال که خودت انتخاب کردی چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی ...آرام و قرار خود را از دست مده در عوض از تاثیری که بر جریان زندگی داری خشنود باش. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و از مرد سالخورده پرسید: شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟ پیرمردلبخندی زد و گفت: من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم من آرامش برگ را می پسندم ولی می دانم که خدایی هست که هم به سنگ توانایی ایستادگی را داده است و هم به برگ توانایی همراه شدن با افت و خیزهای سرنوشت .
دوست من ....برگ یا سنگ بودن
انتخاب با توست


نویسنده : سید مهدی » ساعت 6:54 عصر روز دوشنبه 90 فروردین 8


قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

با سلام خدمت همه ی مسلمانان غیور جهان ضمن اعلام تنفر از مسببان این اقدام زشت(توهین به قرآن) که بی شک امریکا وصیهونیسم می باشد و عرض تسلیت به محضر امام زمان(عج) این فاجعه ی بزرگ را به شدت محکوم ودر ادامه درودلی با قرآن بدین مناسبت اورده شده است

 

قرآن! ای همیشه ترین کتاب! من از تو شرمنده ام!

با اینکه تو را از ابتدا برای حیات بخشیدن به دلهای مرده فرود آورده اند اما ما از تو آواز مرگی ساخته ایم برای ترحیم مردگان.

شرمنده ام از تو که جز برای بدرقه مسافر از طاقچه عزلت بیرونت نیاوردیم!

ما مقام و منزلت تو را در حد یک فالگیر مقدس پایین آوردیم.

براستی اگر طالب راه نجات و استخاره صواب بودیم آیا کلام راهگشای تو کافی نبود؟

چه شد که چشم ظاهر بین ما، حقیقت کلام تو را ندید و گوش ناشنوایمان کلام حقیقی ات را نشنید؟

 ای ناجی امت! ای قرآن!

برخی تو را از پیش و پس خواندند تا بر حافظه شان فخر فروشند!

عده ای تو را بر دانه برنجی نگاشتند تا چیره دستی و هنرنماییشان را به رخ کشند.

یکی تو را با آب طلا قاب گرفته تا خانه اش را زینت بخشد!

آن دیگری تو را دستمایه هنرنمایی ساخته و از تو فرشی آراسته تا به قیمتی هر چه گزافتر بفروشد!

اما آیا کسی برای درمان قلب نیم مرده اش، هیچ به شفاخانه تو سر زد؟

جه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای هنرنمایی و موزه سازی فرود آورده است.

ما حتی تو را در مسلخ "تلاوت"، ذبح شرعی کرده ایم که تلاوت بدون"تدبر" در معنا، معنا ندارد.

آن زمان که در محافل انس، برای خواندن یا استماع تو حضور می یافتیم، البته به وجد می آمدیم اما نه از شگفتی معانی بلند تو که از طول نفسهای قاری و از شگردهای موسیقیایی در قرائت نمایشی او.

اگر چه از این ظاهر می توان راهی به آن باطن گشود اما ما آن هدف والا را گم کردیم و این وسیله را هدف انگاشتیم.

به حفظ آیات معرفت آموز تو روی آوردیم اما نه برای کسب معرفت و توفیق عمل، بلکه برای رکوردگیری در یک فستیوال تمام عیار، که ملاک امتیاز دهی آن، خواندن شمارگان صفحات بود، گاه به شیوه معکوس، گاه از پیش و پس و گاه از بالا به پایین و همینطور.

کریمه "والسابقون السابقون" تو را شنیدیم و تو را بازیچه مسابقات هوس کردیم.

از آیات روشنگر تو، پرتویی بر نگرفتیم و در عوض به مدد تو، شغل تازه ای یافتیم، دکانی برای درآمدزایی بیشتر.

قرآن! ای روشنای هر تاریکی!

ما گمشدگان وادی جهالت، راه را گم کرده ایم، و اکنون به دستگیری تو محتاجیم بیش از همه وقت.

ما را از این خواب غفلت بیدار کن! بیدار!

 



نویسنده : سید مهدی » ساعت 8:18 عصر روز سه شنبه 89 شهریور 23


نشانه هایی به عنوان علائم در روایات بسیار آمده که مربوط به مدت اندکی قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، این نشانه ها بسیار زیادند که معروفترین و جامعترین آنها این است که هرج و مرج در همه چیز دنیا مشهود می گردد.سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد.
این موضوع در ضمن یک روایت جامع بطور مشروح بیان شده که امام صادق علیه السلام آن را بیان کرده است .حضرت امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود :

?) هرگاه دیدی : حق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند.
?) و دیدی که : ظلم همه جا را گرفته.
?) و دیدی که : قرآن فرسوده شده و درست معنی نمی شود.
?) و دیدی که : دین همچون ظرف تو خالی و بی محتوا شده است .
?) و دیدی که : طرفداران باطل بر طرفداران حق فائق شده اند.
?) و دیدی که : کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمی شود و بدکاران بازخواست نمی شوند.
?) و دیدی که : چنان فسق و فجور آشکار شده که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفاء می کنند.
?) و دیدی که :
افراد با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمی پذیرند.
?) و دیدی که : شخص بدکار ، دروغ گوید و کسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی کند.
??) و دیدی که :بچه ها ، بزرگان را تحقیر کنند.
??) و دیدی که : قطع پیوند خویشاوندی شود.
??) و دیدی که : بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
??) و دیدی که: نوجوانان پسر ، همان کنند که زنان می کنند.
??) و دیدی که : زنان با زنان ازدواج نمایند.
??) و دیدی که :
مداحی دروغین از اشخاص ، زیاد شود.
??) و دیدی که : انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می کنند و کسی مانع نمی شود.
??) و دیدی که : افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤمنین ، به خدا پناه می برند.
??. و دیدی که : همسایه به همسایه خود اذیت می کند و از آن جلوگیری نمی شود.
??) و دیدی که : کافر به خاطر سختی مؤمن ، شاد است .
??) و دیدی که : شراب را آشکارا می آشامند و برای نوشیدن آن کنار هم می نشینند و از خداوند متعال نمی ترسند.
??) و دیدی که :
کسی که امر به معروف می کند خوار و ذلیل است.
??) و دیدی که: آدم بدکار در آنچه آن را خدا دوست ندارد ، نیرومند و مورد ستایش است.
??) و دیدی که: راه نیک بسته و راه بد باز است.
??) و دیدی که: خانه کعبه تعطیل شده ، و به تعطیلی آن استوار داده می شود.
??) و دیدی که : انسان به زبان می گوید ولی عمل نمی کند.
??) و دیدی که : مردان از مردان و زنان از زنان لذت می برند. (یا مردان خود را برای مردان ، و زنان خود را زنان فربه می کنند).
??) و دیدی که : زندگی مرد از راه لواط و زندگی زن از راه زنا تامین می شود.
??) و دیدی که : زنان همچون مردان برای خود مجالس (نامشروع) تشکیل می دهند.
??) و دیدی که : در میان فرزندان "عباس" ، کارهای زنانگی به وجود آید.
??) و دیدی که : زن برای زنا با مردان ، با شوهر خود همکاری کمک می کنند.
??) و دیدی که : بیشترین مردم و بهترین خانه ها که زنان را بر بدکاری کمک می کنند.
??) و دیدی که : مؤمن ، خوار و ذلیل شمرده شود.
??) و دیدی که : بدعت و زنا آشکار شود.
??) و دیدی مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.
??) و دیدی که : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
??) و دیدی که : دین براساس میل اشخاص معنی شود و کتاب خدا و احکامش تعطیل گردد.
??) و دیدی که : جرئت بر گناه آشکار شود و دیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد.
??) و دیدی که : مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش.
??) و دیدی که : ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
??) و دیدی که : سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاران دور شوند.
??) و دیدی که : والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
??) و دیدی که : پست های مهم والیان براساس مزایده است نه براساس ‍ شایستگی.
??) و دیدی که : مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بکشند.
??) و دیدی که : مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.
??) و دیدی که : مرد از بدکارگی همسرش نان می خورد.
??) و دیدی که : زن بر شوهر نیست انجام می دهد ، و به شوهرش خرجی می دهد.
??) و دیدی که : مرد همسر و کنیزش را کرایه می دهد و به غذای پست (که از این راه بدست می آورد) خشنود است.
??) و دیدی که : سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد.
??) و دیدی که : آشکارا قمار بازی می شود.
??) و دیدی که : مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید و فروش ‍ می شود.
??) و دیدی که : زنان مسلمان خود را به کافر می بخشند.
??) و دیدی که : کارهای زشت آشکار شده و هر کس از کنار آن می گذرد مانع آن نمی شود.
??) و دیدی که : مردم محترم ، توسط کسی که مردم از سلطنتش ترس دارند ، خوار شوند.
??) و دیدی که : نزدیکترین مردم به فرمانداران آنانی هستند که به ناسزاگوئی به ما خانواده عصمت علیهم السلام ستایش شوند.
??) و دیدی که : هر کس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ را قبول نمی کنند.
??) و دیدی که : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همدیگر رقابت کنند.
??) و دیدی که : شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است.
??) و دیدی که : همسایه از ترس زبان بد همسایه ، او را احترام می کند.
??) و دیدی که :
حدود الهی تعطیل شود و طبق هوی و هوس عمل شود.
??) و دیدی که : مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود.
??) و دیدی که : راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است.
??) و دیدی که : بدکاری آشکار شده و برای سخن چینی کوشش می شود.
??) و دیدی که :
ستم و تجاوز شایع شده.
??) و دیدی که : غیبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.
??) و دیدی که :
حج و جهاد برای خدا نیست.
??) و دیدی که : سلطان به خاطر کافر ، شخص مؤمن را خوار کند.
??) و دیدی که : خرابی بیشتر از آبادی است.
??) و دیدی که : معاش انسان از کم فروشی بدست می آید.
??) و دیدی که :
خونریزی آسان گردد.
??) و دیدی که : مرد بخاطر دنیایش ریاست می کند.
??) و دیدی که : نماز را سبک شمارند.
??) و دیدی که : انسان ثروت زیادی جمع کرده ولی از آغاز آن تا آخر زکاتش ‍ را نداده است.
??) و دیدی که : قبر مرده ها را بشکافند و آنها را اذیت کنند.
??) و دیدی که : هرج و مرج بسیار است.
??) و دیدی که : مرد روز خود را مستی به شب می رساند و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتی به برنامه مردم ندهد.
??) و دیدی که : با حیوانات آمیزش می شود.
??) و دیدی که : مرد به مسجد (محل نماز) می رود وقتی برمی گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
??) و دیدی که : حیوانات همدیگر را بدرند.
??) و دیدی که : دلهای مردم ، سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است.
??) و دیدی که : بر سر کسبهای حرام آشکارا ، رقابت کنند.
??) و دیدی که :
نماز خوان برای خودنمائی نماز می خواند.
??) و دیدی که : فقیه برای دین ، فقه نمی آموزد و طالب حرام ، ستایش و احترام می گردد.
??) و دیدی که : مردم در اطراف قدرتمندانند.
??) و دیدی که : طالب حلال ، مذمت و سرزنش می شود و طالب حرام ستایش و احترام می گردد.
??) و دیدی که : در مکه و مدینه کارهائی می کنند که خدا دوست ندارد و کسی از آن جلوگیری نمی کند، و هیچ کس بین آنها و کارهای بدشان مانع نمی شود.
??) و دیدی که : آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد.
??) و دیدی که : مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منکر کند ولی دیگران او را از این کار بر حذر می دارند.
??) و دیدی که : مردم به همدیگر نگاه می کنند ، (به اصطلاح چشم و هم چشمی می کنند) و از مردم بدکار پیروی نمایند.
??) و دیدی که : راه نیک خالی و راه رونده ندارد.
??) و دیدی که : مرده را مسخره کنند و کسی برای او اندوهگین نشود.
??) و دیدی که : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
??) و دیدی که : مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروی نکنند.
??) و دیدی که : به فقیر چیزی دهند که برایش بخندند ولی در راه غیر خدا ترحم کنند.
??) و دیدی که : علائم آسمانی آشکار شود و کسی از آن نگران نشود.
??) و دیدی که : مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی بجا می آورند و کسی از ترس مردم از آن جلوگیری نمی کند.
??) و دیدی که : انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند ولی در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد.
??) و دیدی که : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند ، بلکه نزد فرزند از همه بدترند.
??) و دیدی که : زنها بر مسند حکومت بنشینند ، و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود.
???) و دیدی که : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد ، و پدر و مادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد.
???) و دیدی که : اگر روزی بر مردی بگذرد ولی او در آن روز گناه بزرگی مانند بدکاری ، کم فروشی ، و زشتی انجام نداده ، ناراحت است.
???) و دیدی که : قدرتمندان ، غذای عمومی مردم را احتکار کنند.
???) و دیدی که : اموال حق خویشان پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شرابخواری شود.
???) و دیدی که : به وسیله شراب ، بیمار را مداوا کنند و برای بهبودی بیمار آن را تجویز نمایند.
???) و دیدی که : مردم در مورد امر به معروف و نهی از منکر و ترک دین بی تفاوت و یکسانند.
???) و دیدی که : سر و صدای منافقان بر پا است ولی سر و صدای حق طلبان خاموش است.
???) و دیدی که : برای اذان و نماز مزد می گیرند.
???) و دیدی که : مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند و غیبت هم نمایند.
???) و دیدی که : شرابخوار مست ، پیش نماز مردم شود.
???) و دیدی که : خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
???) و دیدی که : قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند.
???) و دیدی که : استانداران از روی طمع ، خائنان را امین خود قرار دهند.
???) و دیدی که : فرمانروایان ، میراث (مستضعفان) را در اختیار بدکاران از خدا بی خبر قرار دهند.
???) و دیدی که : بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن می گویند ولی گویندگان آن پرهیزکار نیستند.
???) و دیدی که : صدقه را با وساطت دیگران بدون رضای خدا و به خاطر درخواست مردم بدهند.
???) و دیدی که  : وقت (اول) نمازها را سبک بشمارند.
???) و دیدی که : هم و هدف مردم ، شکم و شهوتشان است.
???) و دیدی که : دنیا به آنها روی کرده
???) و دیدی که :
نشانه های برجسته حق ، ویران شده است.

 در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد...

 



نویسنده : سید مهدی » ساعت 1:32 عصر روز دوشنبه 89 مرداد 4

   1   2      >