۩ اللهم عجل لولیک الفرج ۩


لینک دوستان

لوگوی دوستان










تعداد بازدید

v امروز : 0 بازدید

v دیروز : 5 بازدید

v کل بازدیدها : 8057 بازدید

مطالب قبلی

29/12/1386 :: 11:15 عصر



 





در تقویم انتظار، همه فصل
ها از عطر بهارى
مهدى علیه السلام متبرک است.





نوروز منتظران روزى است که از
شب ظهور آغاز مى
شود. 





انتظار، فاصله اى است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور. 





بهار، همه طراوتش را مدیون یک
گل است:
گل زیباى نرگس. 





اگر سختى زمستان غیبت نبود،
شوق آمدن
بهار عدالت معنا نداشت. 





خانه?تکانى، رسم قدیمى همه منتظران بهار است.
بهار مهدى علیه السلام از راه مىرسد، خانتکانى دلها را فراموش نکنیم. 





بهترین هدیه?اى که مىتوان براى گلدان شکسته قلب
منتظران خرید، یک شاخه
گل نرگس است. 





جمعه?ها کافى نیست، هر روز سهمى را به امام
زمان علیه السلام اختصاص بدهیم. 





منتظران واقعى به اشک و آه و دعا اکتفا
نمى
کنند. 





نوروزها مىآیند و مىروند، حیف است اگر فقط با
نقل و شکلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش کنیم. 





کملطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه
را نشناسد، حتى اگر او را نبیند.





امام زمان علیه السلام بیشتر
از آن به گردن شیعه حق دارند که فقط
نیمههاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم. 





اگر خورشید از چشم ما پنهان
مانده است، تقصیر ابرها نیست،
چشمان ما باران نخورده است. 





حتى اگر امام از چشم ما
غایب باشد، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم. 





اى کاش روزهاى «غفلت» ما از شبهاى «غیبت» او طولانىتر نبود. 





مبادا فقط وقتى همه درها
به رویمان بسته شد،
درب خانه امام زمان علیه السلام را بزنیم. 





مکه با همه «صفا»یى که دارد، بىگل روى مهدى علیه السلام بى«صفا» است. 





هر دستى در آرزوى بوسیدن
حجرالاسود است،
حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى علیه
السلام است. 





منتظرتر از امام زمان علیه
السلام سراغ داریم
1168 سال در انتظار! 





دلنشینترین اشعار در دیوان انتظار، سروده دلسپردهترین شاعران است، آنها که دل به حضرت
مهدى علیه السلام سپرده
?اند. 





نماز هیچ مأمومى بىامام اقامه نمىشود، ما چند رکعت را به امام خویش اقتدا کردهایم؟ 



دیر و زودش مصلحت است، امّا
هیچ عریضه
اى بجواب نمىماند.







15/5/1386 :: 7:4 صبح

 اللهم عجل لولیک الفرج




اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ
عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً
وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ
فیها طَویلا 



از مظلومیت تا غربت راهی نیست; چنانکه مظلومیت مسیر همیشگی غربت
است



آن‏گاه که قلم برداشتی و خواستی از غربت مولایت‏ بنویسی; اما دریغ
از حافظه‌ی تاریک تو و ذهن خاموش قلم
!



تو خود خوب می‏دانی که از چشم‏انتظاری چیزی نفهمیدی! تو نه محبی
و نه عاشق
!



آنگاه که ادعای عاشقی کردی و از جمعه‏هایت‏ به سادگی گذشتی!



آنگاه که سوختی و ناله سردادی و دست‏ به دعا برداشتی، اما نه برای
ظهور
!



افسوس که واغربتای آن‏کس در کار جهان می‏پیچد که در این مصیبت
غریبی سهیم نباشد. افسوس که تو خود غربت را سبب می‏شوی . از چه دم می‏زنی؟ به که می‏گویی؟



آنان که دم از وفا می‏زنند وعده را از یاد برده‏اند .



پای جان به میان آید همه خاموشند!



آری شاید هرکس را سودای کاری است!



آنان که اشتیاق صحبت او را مدعی‏اند، به خلوت شبانه بر نمی‏خیزند!



آنان که (والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه) را زمزمه می‏کنند، کجایند
هنگام حاجتش؟! پای بی‏رمق را بهانه می‏کنند و شانه‏های بی تقصیر خود را بالا می‏برند؟
!



آنان که آرزوی (والمستشهدین بین یدیه) دارند، جان گرامی را در
ترازوهای رژیم مصرف روزانه خرج می‏کنند
.



آنان که قانون گمرک و تسهیلات و ترانزیت و ترافیک ماشین و غیره
را خوب می‏دانند، در قانون‏گذاری دل‏های پریشان و یخ‏زده‏ی بی انتظار، مهارتی خرج نمی‏کنند
!



شاعری که نظم غزل‏هایش به آهنگ صمیمی رفیق دوران کودکی‏اش است،
را چه انتظاری است؟ موسیقی‏هایی که چنگ بر افکار مقدس می‏زنند و مفهوم زیبای انتظار
را می‏بلعید! چه می‏گویی؟
!



اکنون دوره‏ی عطر و ادکلن‏های آمریکایی است و شمیم صبح جمعه از
یاد رفته
!



دوره‏ی (پارک‏های ملاقات) و (سینماهای شهرت) و (ایستگاه‏های غفلت‏)
است
.



چه کسی در اندیشه‏ی ملاقات با اوست؟





 



اکنون صدای بوق ماشین‏های آخرین‏سیستم و آوای موبایل و ژست‏های
بیگانه آن، صدای پای انتظار را به گوش کسی نمی‏رساند

.



آپارتمان‏ها و برج‏های بلند، غروب جمعه را فراموش کرده و تو از
غروب آسمان، سرخی را میدانی که طبق عادت به سیاهی می‏رود
!



چیز عجیبی نیست . اینجا، همه در شهر مسلمانان، نقش خوب بودن هم
یادشان رفته . مقدسات را باید در موزه‏ی شهرها ببینی

.



فرق دختر و پسر را نمی‏دانی
.



اماکن مقدسه کم کم به جای زائران مشتاق، جای خود را به توریست‏های
بین المللی خواهد داد ... دلم از این دنیا گرفته

.



حس می‏کنم قطره اشکی هستم بر روی گونه‏های زمین .



دلم عصر جمعه‏ای شده است
...




 



 



 مردم!



 



نگاه آسمان را بخوانید
.



غروب جمعه را بفهمید
.



چشم‏هایتان را به سرخی‏اش عادت دهید.



غروب جمعه انعکاس آه دلتنگ زهراست



فریاد بلندی است در بغض فروخورده‏ی خورشید .



یادی از دلتنگی‏های عاشوراست
.



یادگار زمانی است که آسمان فهمید زین پس باید به انتظار بنشیند
. آسمانی که آن ‏روز شاهد فروپاشی زمین بود . شاهد آن نگاهی که تا ابد روی نوک نیزه‏ای
مات ماند! نگاهی که می‏گفت
:



این الطالب بدم المقتول بکربلاء





 


11/8/1385 :: 8:3 عصر

زندگی



زندگی خالی است ان را پر کن
زندگی یک مشکل است با ان روبرو شو
زندگی یک معادله است موازنه کن
زندگی یک معما است ان را حل کن
زندگی یک تجربه است ان را مرور کن
زندگی یک مبارزه است قبول کن
زندگی یک کشتی است با ان دریا نوردی کن
زندگی یک سوال است ان را جواب بده
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو
زندگی یک هدیه است ان را دریافت کن
زندگی دعا است ان را مرتب بخوان
زندگی درد است ان را تحمل کن
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی



 


هفت نصیحت مولانا
گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن (مثل رود) *باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید) * اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب) *وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) * متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک) *بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا ) *اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه )



برام دعا کنید



6/6/1385 :: 5:38 عصر

موعود


 


دیر هنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره های اشتیاقت، سوخته ایم باغ آرزوها به شوق بهار روی تو خزان ها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد؛


نرگس ها داغ هجر تو بر سینه دارند؛


عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر زحجله عیش برنیارند؛


مهدیا!


معراج نشینی بگذار و از پرده غیبت به درای و رخسار محمدی بنمای؛


که خیل منتظران به جان آمده از حقارت و عیدهای دنیایی، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند.


ای گوشوار عرش الهی! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین، بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سرخوشیم، هر بامداد ، یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و پرتو چهره تو را در دیده نقش می زنیم.


عمری است که اشک هایمان را در کوره سوزان حسرت ها انباشته ایم و انتظار جمعه ای را می کشیم که جویبار ظهورت از پشت کوه های غیبت سرازیر شود، تا آن کوره را بدان آب غاموش سازیم و آن حسرت ها را به دریا ریزیم.


سبکبار تن خسته امان را در زلال آن بشوییم.


ای امید بی پناهان، بیا...بیا.


از ثری تا به ثریا، دل های بی قراران، شیدای یک نگاه توست.


از سوی تا ماسوی جان های بی پناهان، نثار قدم های تو باد.


بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و قضای عهد انتظار را دستی برافشان.


 


 


امام صادق علیه السلام فرمودند :


خداوند وحی فرستاد به حضرت ابراهیم (ع) که به زودی صاحب فرزند می شوی . حضرت به همسرش ساره مطلب را فرمود. ساره گفت من که پیرزن هستم چگونه بچه دار خواهم شد ؟ وحی آمد که ای ابراهیم به زودی صاحب فرزندی می شوی و اولاد آن فرزند ، چهارصد سال گرفتار خواهند شد.


سپس امام صادق علیه السلام فرمودند : چون گرفتاری (مذکور) بنی اسراییل طولانی شد ، چهل صبح به خداوند متوسل شدند وگریه وزاری کردند تا اینکه خداوند موسی و برادرش هارون را به یاری آنان فرستاد و حدود 170 سال از 400 سال گرفتاری آنها که باقی مانده بود را بخشید. تا اینکه امام علیه السلام فرمودند : شما هم اگر مانند قوم بنی اسراییل به خداوند متوسل شوید خداوند فرج ما را نزدیک خواهد کرد و الا این زندگی سخت تا پایان مدت مقرر شده آن ادامه خواهد داشت.


 


 



 


فردا مادر صبر و استقامت خواهد آمد و ناشکیبایی ها را با اشک شِکوه هایمان خواهد زدود.


فردا پدر مهربانی ها خواهد آمد و با حضورش گرمای شفقت و مهر را در چشم های منتظران خواهد نشاند.


فردا خواهر بی قراری هایمان خواهد آمد و با خروش افشاگرش مزبله های تزویر را خواهد زدود.


فردا برادر تشنگی هامان خواهد امد و با زمزم صلابتش، ما را در مرز فرات سیراب خواهد کرد.


فردا رسول صفا از غار حرا خواهد آمد و رخصت طواف کعبه عشق را خواهد داد.


فردا جبرییل وحی بر صور اسرافیل خواهد دمید و ملک الموت بر خرابه های استبداد خواهد نشست.


فردا پیشوای عشق و خشم خواهد آمد، عشق را به میهمانی نسیم خواهد برد و خشم را ارمغان خیبر یهودیان خواهد کرد.


فردا با امتزاج رعد و صاعقه، ترنم باران و تجلی نور، امام اهورائیان خواهد آمد و ملکه آتش بر فراز آتش کده ها، چون سرو، بر کرشمه، خواهد رقصید.


فردا شرابه های نور بر تارک ظلمت زمین هبوط خواهد کرد.


فردا کوثر خواهد آمد.


فردا من، تو، فردا ما، جمعه، او خواهد آمد.



سر چه باشد که بپای تو گذارم آن را


جان چه قابل که تو از من بپذیری جان را


عـشـق و عـقـل و دل و دیـنـم هـمـه فـرمـان دادنـد


کـه بـه ایـمـای تــو از کـف بـدهـم ایـمـان را


دیـــــــده آن روز شــــود قــــابــــل دیـــــدار رخــت


کـه ز خــونــاب جـگــر سـرخ کنـد دامــان را


عمر بگذشت و قدم گشت خم و شانه شکست


چــنــد بــایــد بـکـشـم بــار غـم هـجـران را


کــو بــکــوتــر شــدم از بــاد بــه صـحـرای غـمت


چــه شـود دسـت بـگـیـری من سرگردان را


بــا گــل روی تــو کـس رو نـکنـد سـوی بهشت


بـــگـــشـــا رخ کـــه بـبـنـدنـد در رضـــوان را


آن چــنــان بــی تــو زنــم نـاله در این فصل بهار


کــه بــه آتــش بــکشم باغ گل و بستان را


یـــــوسـف مـصــر ولایــــت چــه شــود بــار دگر


بــــوی پــیـــراهــن تــو زنــده کنـد کنعان را


ای مسـیـحـــای حـیـــات بـشـریـــت بـشتــاب


کـــه بـبـخـشی بـوجـود بــشـریــت جــانــرا


تــو ز گـمـگـشــتــه ســـادات خبر داری و بس


چــه شــود آیـی و بــر مــا بـنـمــایـی آن را


«میثم» از سلسله فتنه وهابیت


یـوسف فـطمه آزاد کند قرآن را *



 


با فضیلت ترین جهاد


پیامبر اعظم(ص): «پر فضیلت ترین جهاد امت من، انتظار فرج است.» بحارالانوار،ج77،ص143


انتظار، راه وصال


بدترین اسارتها، «خو گرفتن به وضع موجود» و «سوختن و ساختن در وضع نامطلوب» و پست ترین بردگیها، «سستی و خمودی و درجا زدن» و «تلاش نکردن برای رسیدن به آینده ای حیات بخش و مطلوب» می باشد.


تأکید رسول خدا(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بر فضیلت انتظار، در حقیقت آگاه کردن انسانها از اشتباه بودن «رضایت دادن به وضع نامطلوب» و فراخوانی ایشان به «نواندیشی و پویایی برای رسیدن به وضع مطلوب» است.


آری، انتظاری حقیقی است که تحول آفرین، اندیشه ساز، نیروبخش و مجاهد پرور باشد و شخص منتظر را به عرصه جهادی همه جانبه برای زمینه سازی ظهور در عرصه های فردی و اجتماعی وارد گرداند.


مطمئن باشیم که اگر کسی صادقانه و منتظرانه در راه امام زمان ارواحنافداه و زمینه سازی ظهور آن حضرت تلاش نماید، سرانجام خداوند روزنه ای به سویش خواهد گشود: « الذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا؛ آنان که در راه ما تلاش و مجاهده نمایند، به یقین به راه های خویش هدایتشان خواهیم کرد».


 



 


او خواهد آمد


غروب روز جمعه لحظه غم شیعیان است همه اش آدم خیال می کنه یه چیزش هست واسه این که منتظر اومدن مهمانی


عزیزه اما با دیدن غروب دلش می گیره و حسرت دیدن یارش را به دل جا می ده


اونوقته که دل می شکنه و چه خوش است با دل شکسته مولا رو صدا زدن وه چه زیباست خدا به دل شکسته ات نگاه کنه و مطلبت رو بده اونوقت همه غمها از بین می ره


آری با آمدن جمعه دلها شاد می شن اما با غروبش همه دل شکسته ان و مولا دل شکسته ات رو می بینه و از خدا می خواد که بار خدایا دل شیعیونم رو شاد گردون و آنچه را که می خوان بهشون بده


راستی تو از مولا چی می خوای ؟


می گن هر وقت دل گرفت و حاجتی داشتی چنین بگو :


السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی


السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان اغثنی


 


اللهم عجل لولیک الفرج


 


 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[29/12/1386- 11:15 ع] نوروز منتظران
[15/5/1386- 7:4 ص] از مظلومیت تا غربت راهی نیست...
[11/8/1385- 8:3 ع] زندگی
[6/6/1385- 5:38 ع] موعود
[آرشیو شده ها]


منوى اصلى

خانه v
شناسنامه v
پارسی بلاگv
پست الکترونیک v
 RSS v
 Atom v

درباره خودم

۩ اللهم عجل لولیک الفرج ۩
سید مهدی[39]
یه عاشق یه منتظر.... ***اللهم عجل لولیک الفرج***

لوگوى وبلاگ

۩ اللهم عجل لولیک الفرج ۩

پیوندهای روزانه

template designed by Rofouzeh