 |
مشهد
09370328842
telegram/SMahditm
taghdisi87@gmail.com
|
|
دانشنامه مهدویت |
 |
|
لوگو دوستان |
 |
|
|
|
|
|
|
|
|
آمار وبلاگ |
 |
کل بازدید : 150351
بازدید امروز :9
بازدید دیروز : 10
تعداد کل پست ها : 55
|
 |
|
 |
برایم دعا کنید
|
|
برایم دعا کنید
 فرمود: <برای تعجیل در فرجم بسیار دعا کنید>. هزار سال و اندی گذشت و پاسخی نشنید، پاسخی که او میخواست، پاسخی که دسته جمعی و با مشارکت عموم شیعیان باشد. هزار سال گذشت و او منتظر ماند و شاید به ما دل بسته بود که پاسخش را بدهیم، لذا برایمان غریبانه نامه نوشت و آن را در صندوق کمکهای یک مسجد غریب و کوچک در لبنان انداخت و فرمود: <برایم دعا کنید>. فدای آن مظلوم غریب (نه به معنای ناتوان و ضعیف)! که باید چنین ناشناس با ما ارتباط برقرار کند، در خوابهایمان بیاید و گاهی هم اشخاصی در گوشه و کنار به طور اتفاقی او را ببینند، تا کسی نگوید امام زمانی در کار نیست. چقدر ما مردم کرهی زمین محروم و بیچاره هستیم و واقعاً بیچاره ...، گر چه خودمان خود را بیچاره کردهایم و الا خداوند متعال چارهی کار را به دست ما داده و امام زمان، آن کلید بازگشایی درهای علم و ثروت و اخلاق و معنویت و سعادت دنیا و آخرت را در میان ما قرار داده است، تا قفلهای بسته را بگشاییم و بیچاره نباشیم. آری چقدر محروم و بیچاره هستیم که حتی بزرگترین رهبر تاریخ بشریت را که در میان ما زندگی میکند، نمیشناسیم و آنقدر باید محروم باشیم که آن رهبر عزیز، به طور ناشناس، آنهم به وسیلهی نامهای، چند جملهای با ما صحبت کند. آه، از این همه فقر و فلاکت! ناله از این همه مصیبت و بیچارگی! فغان از این همه محرومیت و تیره روزی! یا صاحب الزمان، چه زمان این فراق به سر آید و ما دیگر در فراقت اشک نریزیم؟! آقای ما،چه زمان گرداگرد تو جمع شویم و به چهرهات نظاره کنیم که تو وجه خدا هستی؟ ای غریبِ تنها، چه زمان میلههای زندان غیبتی را که در آن محبوس شدهایم، خواهیم شکست و با گوش دادن به سخنان حیات بخش شما به سوی زندگی حقیقی رهسپار خواهیم شد؟! آیا میشود این زمان تلخ و این زندان تلخ غیبت را فراموش کنیم؟! آیا زمانی میرسد که ما شاهد حکومت تو بر جهان باشیم و بهشت دنیا را به چشم خود ببینیم؟ آری، و تو ای بت شکن تاریخ بشر، ای صاحب حوض کوثر و ای منجی کل بشر، ما را در پشت میلههای زندان اعمال زشتمان میبینی و به حال ما غصه میخوری و فقط میگویی برای ظهورم دعا کنید. تو هزار و اندی سال است که در نامه و پیامی که توسط شیخ رشید و مفید اعلی الله مقامه الشریف به شیعیان فرستادی، از آنان خواستی که دستها را به یکدیگر بدهند و با قدرت فوقالعاده اجتماعی خود میلههای تاریک زندان غیبت را بشکنند، اما آنها این پیام را باور نکردند. آری باور نکردند که میتوانند به غیبت تو خاتمه دهند. آنها فکر میکنند که خدا خواسته تو غایب باشی و کاری از دست آنان ساخته نیست. به راستی اگر سخن تو را باور میکردند، دیگر لازم نبود که تو هزار سال منتظر بمانی و باز در این عصر جدید، همان پیام را مجدداً تکرار نمایی و بالاخره به آنان بفهمانی که کلید نجات بشر فقط تو هستی و بس و بدون حضور تو تمام دربها به روی بشر بسته میماند. به راستی ای بهترین برگزیدگان عالم، چرا عدهای هر چند اندک- با آنکه خود را شیعه میدانند، آنقدر از تو دور افتادهاند که حتی پیامی را که به طور ناشناس به آنان فرستادهای باور نمیکنند، گرچه عدهای هم آن را بر چشم گذاشته و میبوسند. <تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق>: <و تو میبینی که چشمهایشان از آنچه که از حق میبینند پر از اشک شده است>.1 هر چند اینها مهم نیست و پیام تو بوی تو را میدهد و هیچ صاحب دلی آن را مورد تردید قرار نمیدهد؛ اما به هر حال، این هم یکی از آزمایشات عصر غیبت است و ترازویی برای سنجش میزان ایمان انسانها در این عصر.
|
شنبه 85 شهریور 18 |
-1 نظر
|
|
|
|
|